أبو علي سينا
ديباچه 37
النجاة من الغرق في بحر الضلالات
نامهاى فلسفي به شمار مىآيد . پس أزين در دفتر هاء براي يادآورى وبه روشى ديگر به هستى وهويت پرداخت ، چه در دفتر جيم گفته شد كه در اين دانش از هستى ناب وهويت كنه سخن مىرود وآن جز طبيعي وتعليمي مىباشد ، واين دفتر هم بايستى پيش از دفترهاى آينده گذارده شود . چون روشن شد كه هستى وهويت عرضى وانديشيدنى نارسا هستند ، ودر اين دانش هم مىخواهند از هويت وهستى كه بيرون از ذهن باشد كاوش كنند ؛ جستجوى از ان را آغاز كرد وبه گوهر كه بنياد ومبدء اين هستى است پرداخت ، ونخست از بنيادهاى گوهر تباه شدني سخن گفت كه همان صورت وهيولى باشد ، وآنها را شناساند ودانست كه عرضها گوهر نيستند وبه گوهر ناديدنى وصور افلاطونى هيچ نيازى نيست . اينها را أو در دفترى بنام « واو » و « آنكه نشان « زاي » بر آنست آورده است . چون در اين دو دفتر بنيادهاى گوهر ديدنى هستى پذير تباه شدني آشكار شده است وبايست از آنچه بر أو بار مىشود جستجو گردد ، اينست كه از قوت وفعل واينكه فعل پيش از قوت است سخن گفت وآن را در دفتر « حاء ، پس از دفتر « زاي » آورده است . سپس در دفتر آينده كه نشان « طاء » دارد از « يكى وچندين وآن آنست ومانند وناسازگار يا ديگر » از آنچه بر هستى افزوده مىشود سخن گفت . سپس در دفتر « ياء » از جنبش وبىنهايت ياد كرد ، چه در اين دانش بايستى به روشى ديگر جز آنچه در طبيعي است از آن كاوش نمود چون بايستى در اين دانش از گوهر ديدنى سخن گفت ، در آغاز دفتر « ياء » از همهء شكوك وآپورهاى ياد شده در دفتر « باء » وگشايش آنها كه در دفترهاى پيشين آمده بود يادآور شده است . دفتر كاف به ما نرسيده ولى در لام بنيادهاى گوهر ديدنى نخستين را مىخواهند بشناسند ودر آغاز آن از بنيادهاى گوهر هستى پذير تباه شدني آن چنان كه در دفتر « واو وزاي » روشن شده بود ياد كرده سپس به بنيادهاى گوهر نخستين بپرداخت وروشن داشت كه آن گوهر است وچگونه مبدء وبنياد است واز هستى ناب وبنيادها وعلتهاى آن كاوش نمود .